خرید بک لینک

آه از پیــران پر مکر و دغـل آکسفوردی های زشت و بی عمل

بی پدر های سیاسی حزب باد در لباس صدق چرکی و دمل

اجنبی را می پرستند این گروه سست و بی تدبیر، ترسو از ازل

چهره ها زشت و عبوس و قمطریر بی حیا بی ریشه کج بین و حول

پیش دشمن شاد با ما تند و تیز مثل سرکه ضد شیرند و عسل

فردو را بستند و سیمان ریختند علم را سدند جهال بطل

تا ثریا گفت می تازد عجم نسل سلمانند بر بام قلل

هفته ای هش روز با هشتن کنار حرف از عیش آمد و جنگ جمل

رفت و آمد هر چه طولانی شود با دلار است و مزایا صد بغل

احمدی روشن، رضایی ها یقین شهریارانند بر بام ملل

ای خرفت پیر ای شاهی صفت حجتی داری شما بعد از اجل

قبر تاریک است آقای رییس کار هرگز ناید از لات و هبل

هان رجایی کو، بهشتی باهنر در شباهت مرد، اما نه، بدل

بعد مرگ آیا شود تطهیر کرد برد بوی تند از سیر و بصل

باز هم جولان حق و باطل است باز هم تزویر ارباب نحل

دوختید و پاره کردید ای سران رفت امید و رفاه از ما حصل

دین و تقوا را فروخیدند مفت یک بویینگ آمد هدیه زان دول

عشق در برجام نافرجام شد گفت ناید از عدوتان جز ختل

رای من با تو که از روی هواست شاه بیت ماجرا هست و مثل

حافظ و فردوسی و سعدی کجان تا بیان دارند ضعف این غزل

اتباع شهوت و طول امل ملتی را می کند سست و فشل

دل که مرد و شد جدا از رهبری زیر بار جهل ماند چون گسل

ناقص ار خواهی نباشی حزب باد پیروی کن صادقین را کالجبل

برچسب: نویسنده: آناهیتا شریعتی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 16:33

صفحه بندی